تبليغاتX
شب رفت ولی ستاره ها هستند...
شکستن قلب منو هرکی تونست تجربه کرد!!!

 

حَدس خودتون درسته

 اما مال حالا نبوده احتما چند ماه قبل

 اسم طرف رو نگفت

 گفت اگه بگم خودم عذاب می کشم

 خارج از محدوده ماست

 توی یه مهمونی سر سفره شام

 و بعدش توی شربت یا چای

 تقریباً چند ماه قبل دوبار هم

 این کارو کردند شدتش زیاد بود

 یه مهمونی که برای خودش بوده

     فقط هم حسادت ...

+ آواز دل عاقش در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 16:24  توسط محسن | 

روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت

فراوان از خیابانی کم رفت و آمدی می گذشت.

ناگهان از بین 2 اتومبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری

به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد , مرد پایش

را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه

زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک

گریان با تلاش فراوان بلاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده

رو , جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده

بود جلب کند.

پسرک گفت اینجا خیابتن خلوتی ست و به ندرت کسی از آن عبور

می کند. برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش به زمین افتاد و من

زور کافی برای بلند کردنش ندارم. برای اینکه شما را متوقف کنم ,

ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم. مرد بسیار متاثر شد و از پسرک

عذر خواهی کرد " مرد پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و

سوار اتومبیل گران قیمتش شد و به آرامی به راهش ادامه داد.

در زندگی چنان با سرعت حرک نکنید که دیگران مجبور شوند برای

جلب توجه ما آجر به سویتان پرتاب کنند!

خداد در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند, اما بعضی

وقت ها , زمانی که ما وقت نداریم گوش کنیم , او مجبور می شود

آجری به سوی ما پرتاب کند. این انتخاب خود ماست که گوش کنیم

یا نه.

+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 18:34  توسط محسن | 
+ آواز دل عاقش در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:27  توسط محسن | 
+ آواز دل عاقش در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 17:26  توسط محسن | 
+ آواز دل عاقش در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 14:59  توسط محسن | 
+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 0:38  توسط محسن | 
!!!
+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 0:34  توسط محسن | 
ديروز و فردا مرا فريب دادند. ديروز با خاطراتش و فردا با وعده هايش. چشم گشودم امروز هم گذشته بود!!!

+ آواز دل عاقش در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 14:39  توسط محسن | 

                          

من مي خام قفل سكوت رو بشكنم ، صدام رو  تا اوج  ابره ببرم

مي خام  از باغ  دلم  شاخه  گلي  ،  واسه  آدماي عاشق ببرم

من مي خام تو دفتر  نقاشي هام عكس ماهي رو تو دريا بكشم

واسه   مرغ  عشق  تنهاي  دلم  ،  قفسي  قد  يه دنيا   بكشم

من مي خام بي رنگ بي رنگ بمونم ، از فراسوي دل تنگ بخونم

مي خام از عشق كبوتر و كلاغ  ، از وسال شيشه و سنگ بخونم

+ آواز دل عاقش در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 19:54  توسط محسن | 
+ آواز دل عاقش در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 10:21  توسط محسن | 
نظر شما چيه؟
+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 15:53  توسط محسن | 
 

20 بار ديدمت ، 19 بار با تو خنديدم ، 18 بار به من اخم كردي ، 17 بار از دستم خسته شدي ، 16 بار

ديگه سعي كردم و 15 نامه عاشقانه رو 14 بار به 13 زبان و 12 لهجه و 11 روز ،روزي 10 بار به كمك 9 نفر

به تو گفتم دوستت دارم اما تو 8 بار قهر كردي و 7 بار صورت از من برگردوندي و من 6 بار برات مُردم ،5 بار

قربونت رفتم و 4 بار نازتو كشيدم و تو 3 بار خنديدي و 2 بار ناز كردي و جونم را به لبم رسوندي تا 1 بار

بهم بگي ( دوستم داري)

+ آواز دل عاقش در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 20:42  توسط محسن | 
!!!
+ آواز دل عاقش در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 14:10  توسط محسن | 

بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ ميزدند ، گنجشکها جدي جدي ميمردند . . . .

مردم شوخي شوخي زخم زبون ميزدند ، قلبها جدي جدي مي شکستند . . . .

تو شوخي شوخي به من لبخند زدي ، من جدي جدي عاشقت شدم

 

+ آواز دل عاقش در  دوشنبه دوم مرداد 1385ساعت 13:8  توسط محسن | 
تمنا گري
+ آواز دل عاقش در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 23:39  توسط محسن | 

اومد که فریاد بزنه اما دیگه نایی نداشت

خاست بمونه پیشش ولی تو قلب اون جایی نداشت

 

آی دختره آی بی وفا آی تو که تنهام میزاری

تو قاب عکست جای من عکس کی رو میخای بزاری

 

برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا عبد جایی نداری تودلم

 

زدم به سیم آخراگفتم ولش کن بی خیال

او واسه من عشق نمیشه بی خیال این عشق محال

 

گفتم توی مرام ما منت کشی نیست با مرام

میخاد بره خوب به درک همینی که هست ختم کلام

 

برو برو که مثل تو زیاده تو دنیا واسم

برو برو ولی بدون که تا عبد جایی نداری تودلم

 

 

 

 

+ آواز دل عاقش در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 15:25  توسط محسن | 
????
+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 10:53  توسط محسن | 

الو ... صدای منو داری؟

الو ... نفس می کشم هنوز ... الو!

صدا قطع  و وصل می شه! الو ...

خودت که نیستی حداقل یه جایی واستا صداتو بشنوم.

الو ... الو ... نفس هام داره کم می اد.

چرا اینقدر سردته؟ ...

الو ... حالت خوبه؟

الو ... چرا اینقدر این خط های محبت ظعیف اند؟

اینجا داره بارون می آد. موهای من دوباره فر می خورن. شاید به خاطر اینه!

الو ... عشق قطع و وصل می شه!

تقصیر خودته باید یه گوشی خوب بخری.

آره همیشه همه چیز تقصیر منه ... باید موقع انتخاب خودم رو درست انتخاب می کردم.

الو ... اَه ... الو ... آخه انتخابی در کار نیست ...

می دونی تو خیلی خوبی ... ولی ضعیفی.

فکر می کنی اگر هنوز چشم برزخی داشتی منو چطوری می دیدی؟

الو ... الو ... شـ .. ـکـ ... ـل ... الو ...

شکل چی؟

ال ... آ ... دم ... اَه ...

اینجا پر از دوده! انگار خدا می خواد دنیا رو دوباره بیافرینه!

الو ... پس سعی کن ... دوباره متولد بشی ...

اَه ... مرده شوره این خط های ارتباط با خدا رو ببرن ... همیشه ضعیف اند!

الو ... صدای منو داری؟

آره صداتو دارم ... اما خودتو نه!

الو ... چشمات سوسو می زنه!

الو ... زندگی قطع و وصل می شه ... الو ...

الو ... من هنوز ... هنـ ... هنوز دوستت ... الو ...

الو ... نفسات قطع و وصل می شه ... الو ...

... دارم ... دارم ... دارم... الو ...

- بوق بوق بوق ...

- مشترک مورد نظر در قید حیات نمی باشد. لطفاً مجدداً شماره گیری نفرمایید ... بوق بوق بوق

+ آواز دل عاقش در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 22:10  توسط محسن | 
انتظار
+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 11:53  توسط محسن | 

به او گفتم: مرا دوست داري؟

گفت: بله

گفتم: مثلاً چقدر ؟

گفت به اندازه ی ستاره ها

به آسمون نگاه کردم، ديدم هوا ابري است

+ آواز دل عاقش در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 18:31  توسط محسن | 
بدون شرح
+ آواز دل عاقش در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 6:14  توسط محسن | 
همه بغضشون گرفته چرا بارون نمي ياد

ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمي ياد

روي ماهش كجا پنهون شده اون كجا رفته

چرا از اون ور ابرها ديگه بيرون نمي ياد

 نيتت رو واسه فال قهوه كردم ولي حيف

ولي حيف عكس چشماي قشنگت توي فنجون نمي ياد

 منو كشتي تو با اون خنجر دوريت عجبه

چرا از اين دل ديونه يه كم خون نمي ياد

 مگه تو بي خبري موهامو پريشون مي كنم

دل تو حتي واسه موي پريشون نمي ياد

دلت از بس كه سفيد و لطيفه مثل برف

 از خجالت تو برفي تو زمستون نمي ياد

 تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي

درهارو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمي ياد

صداي بارون قشنكه وقتي كه به شيشه مي خوره

 اما با غم نجيب روي ناودون نمي ياد

دوسه بار واسط نوشتم مثل آينه ميموني

تو يه بار جواب ندادي چرا شمدون نمي ياد

 عمريه اسيرتم› اسير اون چشماي ناز

يه ملاقاتي واسم يع بار به زندون نمي ياد

 نميگه كسي واسه مرمتش يه فكري بكونيم

هيچ كسي سراغ اين كلبه ي ويرون نمي ياد

 زندگي بازيه شطرنجه و من منتظرم

طرف مقابلم ولي به ميدون نمي ياد

+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 12:26  توسط محسن | 

 

 

اگه دوست داشتی وقتی که میدیدیش دست خالی نباشه...

 

اگه وقتی امتحان داشت درسهاش رو میخوندی تا کمکش کنی...

 

اگه نمیزاشتی تنهایی از مدرسه برگرده...

 

اگه موقع مشکلات می خواستی حواسش رو پرت کنی تا اون ها رو تنها حل کنی...

 

اگه وقتی رعد و برق میزد به فکر این بودی که اون داره زیر لحاف میلرزه...

 

اگه وقتی تنها بود نمیذاشتی بدون شام بمونه...

 

اگه وقتی میرفتی خرید دوست داشتی بهترین رو براش بگیری...

 

اگه وقتی میرفت مسافرت، پشت سر هم بهش ایمیل میدادی...

 

اگه اون عطری رو میزنی که اون برات خریده...

 

یا پیراهنی رو می پوشی که اون برات گرفته...

 

اگه یه روز فکر کردی داری از دستش میدی، دیدی هر کاری میکنی تا حفظش کنی...

 

یعنی اینکه دوستش داری...

+ آواز دل عاقش در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 11:52  توسط محسن | 

عسلنشیا...ناراحت نشیا

منو فراموش کن....

دیگه سمت من نیا.....

چون رفتم دکتر گفته قند داری... باید از عسل دوری کنی

+ آواز دل عاقش در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 18:31  توسط محسن | 
لحظه ها
+ آواز دل عاقش در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 10:44  توسط محسن | 

_________***__*_**** ______________
____________
**__**_____* __________
___________
***_*__*_____* _________
__________
****_____**___****** ____
_________
*****______**_*______** __
________
*****_______**________*_**
________
*****_______*_______* _____
________
******_____*_______* ______
_________
******____*______* _______
__________
********_______* ________
__
***_________**______** __________
*******__________** _______________
_
*******_________* ________________
__
******_________*_* ______________
___
***___*_______** _______________
___________
*_____*__* _____________
_______
****_*___* _________________
_____
******__*_** _________________
____
*******___** __________________
____
*****______* __________________
____
**_________* __________________
_____
*_________* __________________
_____________
*_* __________________
______________
** __________________
______________
* ___________________

اگر روزی مردم تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم ، بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا بجای معشوقمبرایم گریه کند ، چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ، و آخرین خواسته ی  من از شما اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم

+ آواز دل عاقش در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 23:29  توسط محسن | 

 

دو عاشق

عاشق آن نیست که در کنار تو

باشد!!

عاشق آن است که همیشه به یادت

باشد

+ آواز دل عاقش در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 12:16  توسط محسن | 

توی آینه خودتو ببین چه زود  زود توی جوانی غصه اومد سراغت پیرت کنه

 

نزار که تو اوج جوانی غبار غم بشینه رو دلت یهو پیر و زمینگیرت کنه

 

منتظرش نباش دیگه اون نتها نیست تا آخر عمرت اگه نتها باشی اون نمیاد

 

خودش میگفت یه روز میزاره میره خودش میگفت یه روز خاطره هات رو میبره از

 

یاد

 

 آخه دل من دل ساده ی من تا کی میخام خیره بمونی به عکس رو دیوار

 

آخه دل من دل دیونه ی من دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر ازگار

 

آخه دل من دل دیونه ی من تا کی میخای خیره بمونی به عکس رو دیوار

 

دیدی اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت تو موندی و بی کسی و یه عمر خاطره پیش

 

روت

 

دیگه نمیاد دیگه پیشت نمیاد از اون چی موند برات به جز یه قاب عکس روبرو

 

آخه دل من دل دیونه ی من تا کی میخای خیره بمونی به عکس رو دیوار

 

تا کی میخای بشینی به پاش بسوزی تا کی میخای بشینی چشم به در بدوزی

 

در پی پیدا کردن کسی برو که فقط واسه ی خودت بخاد تو رواون دیگه نمیاد

+ آواز دل عاقش در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 5:52  توسط محسن | 
بدون شرح

زندگي مي گن براي زنده هاست اما خدايا بس که ما دنبال زندگي

دويديم بريديم که واي بر ما واي بر ما خبر از لحظه پرواز نداشتيم تا اگه

خواستيم لب معشوق ببوسيم پريديم .

+ آواز دل عاقش در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 5:44  توسط محسن | 
فاصله ی بین انگشتان دست

میدونی فاصله ی بین انگشتانت برای چیه؟؟؟؟

برای اینکه یکی دیگه اونارو با انگشتاش پرکنه....

+ آواز دل عاقش در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 5:43  توسط محسن | 
 
صفحه نخست
ارتباط شما با من
آرشیو
درباره وبلاگ
گفتمش دل می خری؟! پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند!!! خنده ای کرد و دل از دستم ربود. تا به خود باز آمدم او رفته بود... دل از دستانش به خاک افتاده بود ‘ جای پایش روی دل جا مانده بود

باحاله
خیلی باحاله
آرشیو پیوندهای روزانه
اون قدیما
هفته چهارم بهمن 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم آذر 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
برای شما
نظر يادت نره :-*
آهای تو که این همه دوری از من (دختر تنها..
ستاره من
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراحی

محسن